تبليغاتX
* * پنجره
مجموعه اشعار

چشمم سپید گشت و آن مهربان نیامد

خون شد دلم ز فراقت آن دلستان نیامد

در جمع آشنایان تنهایم به سوگت

دستی به دستگیری از این و آن نیامد

شب تا سحر نخفتم در انتظار رویش

آخر مرا نشانی است زان بی نشان نیامد

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 21:34  توسط الهه |