تبليغاتX
* * پنجره
مجموعه اشعار

دلم براي سكوت شيشه اي چشمهايت امشب چه بيقرار است

براي ناز نگاه مهربانت

براي گرمي دستان هميشه نوازش گرت

چقدر امشب ميان گلدان تنهايي كنار پنجره پژمرده است غرور قلب غمگينم

دستهايم چه بيقرار دستهايت

نگاهم در پس پنجره مي زند تقه بر شيشه باران خورده

وباز دستي نيست امشب

نگاهي كه بخواند

و نازي كه براند

مرا از پس پنجره

 تا ديدار فردا

چقدر امشب ميان قاب غبار گرفته خاطره ها

پرسه زنم

تا شايد

بخواند نگاهت از پشت پرده

ميان قاب تنهايي پنجره هاي ديروز و فردا

غم تنهايي و دلتنگي ام را ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 19:54  توسط الهه |