![]() |
![]() |
|
| مجموعه اشعار |
|
اگر روزی بشر گردی
ز حال ما خبر گردی پشیمان می شوی از قصه خلقت از این بودن از این بدعت... خداوندا: نمی دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه زجری می کشد آن کس که انسان است و از احساس سر شار است. دکتر شریعتی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 21:40 توسط الهه |
|
|
ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي كرد بهت چي گفت؟ گفت: جايي كه ميري مردمي داره كه تو رو مي شكنند، نكنه غصه بخوري من همه جا با تو هستم. تو تنها نيستي ..... توي كوله بارت عشق ميزارم كه بگذري قلب ميزارم كه جا بدي اشك ميدم كه همراهيت كنه و مرگ كه بدوني برميگردي پيشم.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 19:44 توسط الهه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1387 اردیبهشت 1387 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
پیام مدیر اشعار خودم خدا مرگ خیانت عشق داستان پیامها وداع نفرین مرثیه موعود |
|
RSS
|